داشتم به خودم فکر می کردم به خود خودم و به انسان درونم و انسانی که سعی میکنم باشم و بروزش بدم. فکر کردم اول از همه دختر پدر و مادرمم و باید حواسم به دلتنگیهای مادرانه ی مادرم باشه! گوش شنوای تمام درد و دلا و دلواپسیاش باشم.هم دردش باشم و مراقب روح لطیف و حساسش که حالا و در سن ۶۱ سالگی روی دیگه ای از مادرم رو نشون میده.مادری که حالا تمام کمبودها و سختیهای دوران کودکیش رو با آه و افسوس به یاد میاره و گاهی اشک از چشمای آبی قشنگش می چکه! ولی من سعی میکنم کمتر منبع
درباره این سایت